به کار بیهوده‌ای اعتیاد پیدا کرده بودم و ناگهان بر خودم نهیب زدم که کافیه، به خودت بیا. و کافی بود و به خودم اومدم. ولی در اعماق وجودم می‌دونم که این حالت به خود آمده و اون حالت قبلترش  تفاوتی با هم ندارن. و در نهایت به اون نقطه‌ای خواهم رسید که دوست داشته باشم فقط یک جا بشینم و هیچ اتفاقی رو رقم نزنم و هیچ اتفاقی هم رقم نخوره. به معنای واقعی کلمه.