پدر پیشمون نیست. هر شب بهم زنگ میزنه ولی. مکالمهمون به ندرت از ۵۰ ثانیه بیشتر میشه. پدر توجهش رو اینجوری نشون میده به بچهها. دلش تنگ میشه. زنگ میزنه و میپرسه حالت خوبه؟ کجایی؟ چیکار میکنی؟ همین سوالهای کوتاه با جوابهای کوتاه. بعضی وقتا تو جواب حالت چطوره وسوسه میشم بگم خوب نیستم پدر، اصلاً خوب نیستم پدر، دارم داغون میشم، و ازش بپرسم چیکار باید کرد، با اشک. از اون گریههای حسابی. ولی این منصفانه نیست. پدر پیشمون نیست و وقتی زنگ میزنه و میپرسه حالت چطوره، باید بگی خوبم پدر، شما چطوری. فایدهای هم نداره غیر از این. حال پدر با شنیدن اینکه حال ما خوبه، خوبه. پس حال ما همیشه برای پدر خوبه.
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ساعت 20:58 توسط J
|